طارم فیروزه

لغت نامه دهخدا

طارم فیروزه. [ رَ م ِ زَ / زِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) به معنی طارم اخضر است که کنایه از آسمان باشد. ( برهان ):
خرامید بر تخت فیروزه بختی
چو خورشید بر تخت فیروزه طارم.؟ ( از جهانگشای جوینی ).بجز آن نرگس مستانه که چشمش مرساد
زیر این طارم فیروزه کسی خوش ننشست.حافظ.

فرهنگ فارسی

بمعنی طارم اخضر است که کنایه از آسمان باشد.

جمله سازی با طارم فیروزه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اینان که برین گوشه بامند چه نامند تا چند برین طارم فیروزه خرامند

💡 به جز آن نرگس مستانه که چشمش مرساد زیر این طارم فیروزه کسی خوش ننشست

💡 صاحبا چون صفت قصر معا لیت رود نام این طارم فیروزه گردان که برد

💡 زان پیش که این طارم فیروزه بدین وضع موضوع شود از اثر قدرت واضع

💡 وز فراز طارم فیروزه بر خاک اوفتاد تا ببوسد نعل شبرنگ خدیور کامیاب

💡 شمع این نُه طارم فیروزه یعنی آفتاب خانه عالم ز بهر تو منوّر می کند

تالی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز