«زاولی» صفتی نسبی است که به شهر زاول یا منطقه زابلستان نسبت داده میشود و به معنای «منسوب به زاول» یا «زابلی» است. این واژه برای اشاره به مردم زاول یا زابلستان نیز به کار میرود و به معنای افراد ساکن یا بومی این منطقه است. علاوه بر کاربرد جغرافیایی، «زاولی» به زبان یا لهجه مردم زابلستان نیز اطلاق میشود، که یکی از لهجههای قدیمی و متروک زبانهای پارسی بوده است. زبان زاولی یکی از هفت زبان پارسی قدیم به شمار میرفته و آثار آن اکنون در دسترس نیست.
در موسیقی سنتی ایرانی نیز «زاولی» به مقامی از مقامات موسیقی قدیم ایران گفته میشود، که شعبه نوزدهم از مجموع بیست و چهار مقامی است که در موسیقی ایرانی تعریف شدهاند. این مقام موسیقیایی نشاندهنده شکلی خاص از آهنگ و نغمه بوده که در سبکهای موسیقی سنتی کاربرد داشته است.
زاولی. [ وُ ] ( ص نسبی، اِ ) منسوب به شهر زاول، زابلستانی. || مقامی است در موسیقی و رجوع به آهنگ،در لغت نامه شود. || یکی از جمله هفت زبان پارسی که اکنون متروک است. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ): فرهنگ نویسان، زبانهای ایرانی، پهلوی، دری، پارسی و سغدی را با لهجه هائی که آنها را متروک خوانده اند: هروی، سکزی، زاولی و تعداد آنها را ( پس از حذف بجای زبان سریانی که غیر ایرانی بود ) به 7 رسانیده در یک ردیف نام برده اند. ( از مقدمه برهان قاطع چ دکتر معین ص 30 ). و در حاشیه ج 2 ص 1001 از کتاب مذکور ذیل زاول آمد: مارکوارت گوید ( شهرستانهای ایرانشهر ص 890 ): در زاولستان لهجه های ایرانی مخصوصی تکلم میشد که آن را زاولی گویند و ما آثاری از آن در دست نداریم.
۱. = زابلی
۲. (اسم ) (موسیقی ) از شعبه های بیست وچهارگانۀ موسیقی ایرانی.
( صفت ) منسوب به زاول. ۱ - از مردم زاول زابلی. ۲ - زبان مردم زابلستان زابلی. ۳ - مقامی است در موسیقی و آن شعبه نوزدهم از شعب بیست و چهارگانه موسیقی قدیم است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روزی رسد که چونان محمود زاولی در سومنات بتشکنی بر سر شمن
💡 مخوان قصه رستم زاولی را ازین پس دگر، کان حدیثیست منکر
💡 من و دشت ناورد و این زاولی به کف تیغ و زی را برش کاولی
💡 چمان چرمه زاولی بر نشست همان سی رسی نیزه ز آهن به دست
💡 رفته ایاز بر در محمود زاولی طالب معاش غزنی و شرف خاندان شده