طابخه

لغت نامه دهخدا

( طابخة ) طابخة. [ ب ِ خ َ ] ( ع ص ) تأنیث طابخ. || ( اِ ) گرمای نیمروز. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). گرمگاه. ( مهذب الاسماء ).گرمای روز. || ( اِخ ) لقب عامربن الیاس بن مُضَر. ( منتهی الارب ). و رجوع به تاریخ سیستان ص 50 شود. || نام قبیله ای است. ( مهذب الاسماء ).

فرهنگ فارسی

تانیث طابخ یا گرمای نیمروز

جمله سازی با طابخه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مادر نضر، بره بنت مر بن أد بن طابخه بن الیاس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان بود. نضر، خواهرزاده تمیم بن مر بود که جد قبایل بنو تمیم است.

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز