کلمه «شادانی» به معنای حالت شادی و خوشی، سرور و خوشحالی است و نشاندهنده احساس روحی خوشایند در انسان است. این واژه در ادبیات فارسی برای توصیف لحظات فرحبخش و روحیهای سرشار از نشاط به کار رفته است. شادانی میتواند ناشی از موفقیت، دیدار عزیزان، جشنها یا هر رخداد خوشایند دیگر باشد. در شعر و نثر فارسی، این واژه معمولاً با آرامش روح و لبخند همراه است و حالتی مثبت و دلپذیر را منتقل میکند. برخلاف خوشی گذرا، شادانی اغلب به عنوان حالتی مستمر یا عمیق در نظر گرفته میشود که بر ذهن و روح انسان تأثیر میگذارد. فرهنگ لغتها نیز این واژه را به شاد بودن و سرور داشتن تعریف کردهاند. به طور خلاصه، شادانی هم حالت روحی خوش و هم نماد نشاط و لذت از زندگی است و یکی از ارزشهای مهم انسانی و فرهنگی به شمار میرود.
شادانی
لغت نامه دهخدا
شادانی. ( حامص مرکب ) شادی. آسودگی خاطر. شادمانی. بهجت. ابتهاج. استبهاج. سرور. مسرت. فرح:
بدان نامه بر شد که شادان بزی
که شادانی و خسروی را سزی.فردوسی.
شادانی. ( اِخ )... خواجه ابوبکر. رجوع به شاذانی و شاذان شود:... نزدیک برودخانه گوری است از آن یکی از صحابه و مشهدی است از آن خواجه ابوبکر شادانی. ( تاریخ گزیده ص 834 و 835 ).
فرهنگ عمید
شادی، شادمانی، خوشحالی.
جمله سازی با شادانی
💡 چون مرا شادان ببیند جفت غمگینی شود چون مرا غمگین ببیند یار شادانی بود
💡 ترا باد ابر افزونی ترا دل باد شادانی عدو را باد غمگینی و جان و تن به نقصانی
💡 هواخواهان تو بادند جفت ناز و شادانی بداندیشان تو بادند یار سختی و زاری