لغت نامه دهخدا
سالدیده. [ دی دَ/ دِ ] ( ن مف مرکب ) معمر و پیر و آنکه بر وی سال بسیار گذشته باشد. پیرمرد مجرب. ( ناظم الاطباء ). پیرمردانی که پیری زیاد پشت سر گذاشته باشند. ( استینگاس ).
سالدیده. [ دی دَ/ دِ ] ( ن مف مرکب ) معمر و پیر و آنکه بر وی سال بسیار گذشته باشد. پیرمرد مجرب. ( ناظم الاطباء ). پیرمردانی که پیری زیاد پشت سر گذاشته باشند. ( استینگاس ).
سال خورد، سال خورده، سالمند، پیر.
( صفت ) ۱ - آنکه بر وی سالهای بسیار گذشته باشد معمر پیر. ۲ - پیر مجرب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برابری چه کند زهره با کنیزانت بهای خود را هر سال دیده در میزان
💡 این بیماری اغلب در بین افراد ۱۰ تا ۳۰ سال دیده میشود ولی حتی در شیر خواران و افراد مسن نیز گزارش شدهاست ابتلا مردان تقریباً دو برابر زنان است
💡 شیوع یک سالهٔ این بیماری ۳۰ در ۱۰۰۰ است. در زنان دو برابر مردان و بهطور معمول بین سنین ۱۸ تا ۳۵ سال دیده میشود و آغاز آن در ابتدا یا اوایل دههٔ دوم زندگی است. این بیماری در کودکان بسیار کم دیده میشود.