لغت نامه دهخدا
قبب. [ ق َ ب َ ] ( ع اِمص ) باریکی و لاغری تهیگاه و شکم. ( منتهی الارب ).
قبب. [ ق ُ ب َ ] ( ع اِ ) ج ِ قبة. ( المنجد ).
قبب. [ ق َ ب َ ] ( ع اِمص ) باریکی و لاغری تهیگاه و شکم. ( منتهی الارب ).
قبب. [ ق ُ ب َ ] ( ع اِ ) ج ِ قبة. ( المنجد ).
= قبه
جمع قبه
( اسم ) جمع قبه.
باریکی و لاغری تهیگاه و شکم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از خدم او بپاست این طبقات برین این قبب بی ستون این خیم بی طناب