فائده

لغت نامه دهخدا

فائده. [ ءِ دَ / دِ ] ( از ع، اِ ) آنچه داده یا گرفته شود از دانش و مال و جز آن. ج، فوائد. ( منتهی الارب ). حاصل. نتیجه. نفع. سود. ثمر. بر. بار. رجوع به فایده و ترکیبات آن شود:
چون فائده سلطان نانی بود از ملکت
آن ملکت یک هفته پندار که من دارم.خاقانی.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - سود نفع بهره منفعت ۲ - سخن سودمند جمع: فواید ( فوائد ).
آنچه داده یا گرفته شود از دانش و مال و جز آن. جمع: فوائد. حاصل نتیجه.

جمله سازی با فائده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و نیز مردم حکم کنند بر فلک تا فائدها از او بحاصل کنند، و خردمند بداند که فائده اندر فلک از بهر نفس جزئی نهادند و چیزی کز بهر جزئی نهاده باشند ناچاره بهر کل آن جزء نهاده باشند از بهر آنک فائده جزء جز از کل خویش نشاید بود.

💡 چه سود نرگس سرمست را نصیحت بلبل که هیچ فائده نبود اگر هزار بگوید

💡 یَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ اگر کسی گوید فائده این استبشار در آن جهان چیست چون در دنیا خود دانسته بودند؟ و از فضل و نعمت اللَّه آگاه بودند؟

💡 و اما جواب آنچه گفتی «چون کسی به کوه شود و سنگ شکند خداوندِ بنا او را نیازارد و نه چیزی دهد» آنست که چون این کس از خداوندِ بنا چیز نیافت بدانچ رنج خویش ضایع کرد مر او را آزردن نبود از خداوند بنا، و بدان روی که رنج خویش ضایع کرد عقوبت یافت به نایافتن فائده از آنچ کرد و چون کار نیکو کرد و فائده بیافت آن نشان ثواب بود او را.

شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز