لغت نامه دهخدا
عارضان. [ رِ ] ( ع ص، اِ ) تثنیه عارض ( در حالت رفعی ). رجوع به عارض شود.
عارضان. [ رِ ] ( ع ص، اِ ) تثنیه عارض ( در حالت رفعی ). رجوع به عارض شود.
تثنیه عارض در حالت رفعی
[ویکی فقه] عارضان، موهای دو طرف صورت تا چانه است.
از عنوان یاد شده به مناسبت در باب طهارت و تجارت سخن گفته اند.
محدوده
عارضان تثنیه «عارض» عبارت است از موهای دو طرف صورت از انتهای عذار (موهای محاذی گوش ) تا بالای چانه. عارضان بر دو طرف صورت؛ یعنی گونه ها نیز اطلاق شده است.
← محدوده وجوب
بنابر قول مشهور، تراشیدن ریش حرام است. در اینکه شامل عارضان (موی دو طرف صورت تا بالای چانه) نیز می شود تا تراشیدن آن حرام باشد یا نه، اختلاف است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خوشا بروی سمن عارضان سیم اندام عقیق ناب مروّق ز سیمگون اقداح
💡 ببوستان می گل بوی لاله گون مستان مگر ز دست سمن عارضان پردستان
💡 ز آواز ابریشم و بانگ نای سمن عارضان پیش خسرو به پای
💡 چو لاله سمن عارضان غرق خون چو غنچه شده هر یک از خود برون
💡 سمن عارضان رخ چو زینت دهند به گل برگ بر خال عنبر نهند
💡 ز گل عارضان جام گلگون بخواست ز می خون ز چشمان پرخون بخواست