راحت فزا

مترادف‌ها

لذت‌بخش، خوشایند، مایه آسایش

متضادها

ناخوشایند، آزاردهنده، رنج‌آور

لغت نامه دهخدا

راحت فزا. [ح َ ف َ ] ( نف مرکب ) آسایش بخش. راحت افزا:
پرس پرسان کاین مؤذن گو کجاست
که صدای بانگ او راحت فزاست.مولوی.

جمله سازی با راحت فزا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 با خیالت دوش، بزمی داشتم، راحت فزا از برای مصلحت بود اینهمه افغان من

💡 سراپا چو طوبی است راحت فزا چو زلف سیه سایه اش دلربا

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران