داجی
مترادفها
تاریک، تیره، سیاه
متضادها
روشن، نورانی
لغت نامه دهخدا
داجی. ( ع ص، اِ ) داج. تاریک. داجیة. || عیش خفیض. ( از اقرب الموارد ). عیش پست و دون. ( ناظم الاطباء ). داجیة.
فرهنگ فارسی
تاریک
جمله سازی با داجی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به ماه و خورشید خهلعهت بهخش نوور! نومایندهی صوبح نه داجی دهیجور!