دائمه
متضادها
موقت، فانی
لغت نامه دهخدا
( دائمة ) دائمة. [ ءِ م َ ] ( ع ص ) تأنیث دائم. حمی دائمة؛ تب لازم.
فرهنگ فارسی
تانیث دائم
فرهنگ اسم ها
اسم: دائمه (دختر) (عربی) (تلفظ: dā’me) (فارسی: دائمه) (انگلیسی: dame)
معنی: همیشگی، جاویدان
جمله سازی با دائمه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «از علماومدرسین دائمه جماعت معروف اصفهان بود ومردم به او وثوق بسیارداشتند».