خالصی

لغت نامه دهخدا

خالصی. [ ل ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به خالِصَه و خالص.
خالصی. [ ل ِ ] ( اِخ ) عبدالحی خواجه زاده. متوفی به 950 هَ. ق. اوراست دیوانی به ترکی و سال وفاتش در این مصراع آمده: «قودی بوکونی خالص اولدی ». ( از کشف الظنون چ 2 ج 1 ستون 786 ). رجوع به قاموس الاعلام ترکی ج 3 ص 2018 شود.
خالصی. [ ل ِ ] ( اِخ ) مهدی خالصی. رجوع به مهدی خالصی شود.

فرهنگ فارسی

مهدی خالصی.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] خالصی (ابهام زدایی). خالصی ممکن است اشاره به اشخاص و شخصیت های ذیل باشد: • محمدمهدی خالصی، از برجسته ترین علمای مجاهد و ضد استعمار شیعه عراق در قرن سیزدهم و چهاردهم هجری• محمدباقر خالصی، از علمای معاصر شیعه
...

جمله سازی با خالصی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سید ابوالحسن اصفهانی و میرزای نایینی فتوا به حرمت مشارکت در انتخابات مجلس نمایندگان را دادند. دولت عراق عکس‌العمل نشان داد و مهدی خالصی را که انتخابات را تحریم کرده بود، تبعید نمود.

💡 قلب زر اندوده نستانند در بازار حشر خالصی باید که بیرون آید از آتش سلیم

💡 ۲- ریزاندامگان عامل بیماری باید از یک موجود زنده بیمار جدا شده و بتواند در کشت خالصی رشد داده شود.

💡 قلب روی اندوده نستانند در بازار حشر خالصی باید که بیرون آید از آتش سلیم

💡 چو خلیل رو در آتش که تو خالصی و دلخوش چو خضر خور آب حیوان که تو جوهر بقایی

💡 قلب روی اندوده نستانند در بازار حشر خالصی باید که از آتش برون آید سلیم

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز