خاص الخاص

لغت نامه دهخدا

خاص الخاص. [ خاص ْ صُل خاص ص ] ( ع اِ مرکب ) گروهی که در سیر و سلوک ببالاترین مقام رسیده اند: پس علم الیقین بمجاهدت و عین الیقین بمؤانست و حق الیقین بمشاهدت بود و این یکی عام است و دیگر خاص و سدیگر خاص الخاص. واﷲاعلم بالصواب. ( کشف المحجوب هجویری چ ژوکوفسکی ص 497 و 498 ).

فرهنگ عمید

کسانی که در سیروسلوک به بالاترین مقام رسیده باشند.

فرهنگ فارسی

۱ - ویژه ویژه ۲ - خدای تعالی: (( کشتی عشق که فن و فرجش اخلاص است مطلعش نام گل حضرت خاص الخاص است. ) ) ( گل کشتی )
گروهی که در سیر و سلوک به بالاترین مقام رسیده اند.

جمله سازی با خاص الخاص

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بسا عاما که گوید خاص گشتم چو خاص الخاص و خاص الخاص گشتم

💡 بسی فرق است در تلوین و تمکین میان خاص و خاص الخاص مسکین

💡 در آن مجلس نزد دیگر کسی دم به غیر از یک دو خاص الخاص محرم

💡 حضرت مستان خاص الخاص ما است مجلس آزادگان است الصلا

💡 در حجت خاص الخاص نام تو بر م ز اخلاص تا زهره شود رقاص در این چمن خضرا

💡 هر که با مداح خاص الخاص سلطان این کند با دگر مردم چه باشد داب این بیداد کیش