باحه

لغت نامه دهخدا

( باحة ) باحة. [ ح َ ] ( ع اِ ) میانه دریا و معظم آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). ج، بوح. میان سرای. ( مهذب الاسماء ).
- باحةالطریق؛ وسط راه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). میان راه. || نخلستان. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

۱. میانۀ دریا و معظم آن.
۲. میان سرا.
۳. میان راه.

جمله سازی با باحه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شهر الباحه (به عربی: الباحة) در استان باحه و در منطقه حجاز در کشور عربستان واقع شده‌است. جمعیت این شهر ۸۵٫۲۱۲ نفر است. این شهر یکی از نقاط گردشگری تبلیغ شده توسط دولت سعودی می باشد.

💡 المخواه (به عربی: المخواة) یک منطقهٔ مسکونی در عربستان سعودی است که در استان باحه واقع شده‌است.

💡 استان باحه دارای یک بازار معروف سنتی شناخته شده در شهر بلجرشی (به عربی: بلجرشي) می‌باشد با نام سوق السبت، به معنای «شنبه بازار». بازار بلجرشی بسیار قدیمی است و سن ناشناخته‌ای دارد. این بازار پس از نماز صبح بازمی‌گردد.

💡 محافظه القری (به عربی: محافظة القرى) یک منطقهٔ مسکونی در عربستان سعودی است که در استان باحه واقع شده‌است.

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز