لغت نامه دهخدا
دادخواست. [ خوا / خا ]( مص مرکب مرخم، اِمص مرکب ) داد خواستن:
جان نیارد هرگز از وی دادخواست
داد مظلومان از اینسان میدهد.عطار.|| ( اِ مرکب ) فرهنگستان این لغت را به جای عرضحال برگزیده است یعنی نامه ای متضمن شکایت از کسی.
دادخواست. [ خوا / خا ]( مص مرکب مرخم، اِمص مرکب ) داد خواستن:
جان نیارد هرگز از وی دادخواست
داد مظلومان از اینسان میدهد.عطار.|| ( اِ مرکب ) فرهنگستان این لغت را به جای عرضحال برگزیده است یعنی نامه ای متضمن شکایت از کسی.
(خا ) (اِمر. ) عرضحال، نوشته ای که به موجب آن از دادگاه تقاضای رسیدگی به امری می شود.
۱. داد خواستن.
۲. (اسم ) (حقوق ) نامه ای که دادخواه به دادگاه بنویسد و دادخواهی کند، عرض حال.
نامهای که دادخواه به دادگاه بنویسد
( اسم ) نوشتهای که دادخواه بدادگاه بنویسد و داد خواهی کند عرض حال.
عرضحال، نوشتهای که به موجب آن از دادگاه تقاضای رسیدگی به امری میشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دٍ زایاس در حال حاضر استاد حقوق بینالملل در مدرسه عالی دیپلماسی و روابط بینالملل ژنو است و پیش از این در سالهای ۱۹۸۱ تا ۲۰۰۳ به عنوان وکیل ارشد دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، دبیر کمیته حقوق بشر، و رئیس دادخواستهای حقوق بشر خدمت کردهاست.
💡 ویلسون یک دادخواست مدنی علیه ۷ دادستان سابق که دوتای آنها در آن زمان قاضی فدرال شده بودند، و یک مدیر سابق سیا به ثبت رساند. در ۲۹ مارس ۲۰۰۷، یک قاضی این دادخواست ویلسون را قابل پیگیری ندانست، زیرا تمام افراد مورد شکایت از مصونیت قضایی به خاطر اقداماتشان برخوردار بودند.
💡 سیدی شد کشته وز غوغاییان فریاد خاست مرد و زن از بارگاه شهمظفر دادخواست
💡 در اولین جلسات دادگاه، آنِّه پِدِرسْدوُتِر از حضور در دادگاه خودداری کرده و پسر ارشدش که یک کشیش جوان است به نمایندگی از او پاسخگوی دادخواست بودهاست. در آن زمان خودداری متهم از حضور در دادگاه توهینی بزرگ به حاکمیت قانون محسوب میشد و این مطلب در اسناد پرونده به روشنی منعکس شده و احتمالاً در صدور حکم اعدام نیز نقش داشتهاست.
💡 دادگاه صالح برای ارسال اظهارنامه، دادگاه محل اقامت خواهان است بر عکس دادخواست.
💡 این دادخواست همچنین توسط بیش از ۱۰۰۰ گروه فعال، احزاب سیاسی، اتحادیهها و سازمانهای دیگر مانند: حمایت شدهاست.