بیبو
مترادفها
بیرایحه، بدون بو
متضادها
خوشبو، معطر
فرهنگستان زبان و ادب
{odourless} [علوم و فنّاوری غذا] ویژگی ماده ای که فاقد هرگونه بو است
ویکی واژه
ویژگی مادهای که فاقد هرگونه بو است.
جمله سازی با بیبو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ز کنج بیکسی رفتم غبار ننگ سامان را نمردم تا که این ویرانه را بیبوریا دیدم
💡 کنون گفت از می بیرنگ و بیبوی نقوش تختهٔ هستی فرو شوی
💡 بیکار نه جان است جان، ازیرا بیبوی نه مشک است مشک سارا
💡 عیش دانی تو که بیرویِ تو نتوان کردن زنده دانیم که بیبویِ تو نتوان بودن
💡 وام یکماههکت از بوسه به من باید داد همه را بازستانم ز تو بیبوک و مگر
💡 با بانگ یکی باشد بیمعنی گفتار بیبوی یکی باشد خاکستر و عنبر
💡 برای تمیز کردن فضای خانه، استفاده از مواد شوینده بیبو که باعث حساسیت گلو و بینی نمیشوند، برای افراد مبتلا به آسم بسیار توصیه میشود.
💡 برخی از محصولات آرایشی و بهداشتی جدید به گونهای تولید شدهاند که کاملاً بیبو هستند تا کاربران حساس به رایحههای تند دچار مشکل نشوند.
💡 در محیطهای بیمارستانی، استفاده از گازهای بیبو و مواد ضدعفونیکننده بدون رایحه برای راحتی بیشتر بیماران و کادر درمان بسیار اهمیت زیادی دارد.