بی روزنه
مترادفها
بدون روزنه
فرهنگستان زبان و ادب
{astomatal, astomous} [کشاورزی- علوم باغبانی] ویژگی برگی که فاقد روزنه است
جمله سازی با بی روزنه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اتاق کوچک و بی روزنه در انتهای راهرو، فضای بسیار تاریک و خفقانآوری داشت که باعث میشد فرد احساس تنهایی و اضطراب کند.
💡 در داستانهای قدیمی، زندانهای بی روزنه نمادی از ناامیدی و فقدان آزادی بودند که در آنها نور خورشید هرگز به چشم نمیرسید.
💡 او در آن اتاق بی روزنه که هیچ پنجرهای نداشت، ساعتها به فکر آینده و راههای خروج از این وضعیت دشوار و سخت بود.