دانشسرای

لغت نامه دهخدا

دانشسرای. [ ن ِ س َ ] ( نف مرکب ) دانش سرا. سراینده دانش:
چو شد بر سر آن بارگاه و سرای
برآورد سر شاه دانش سرای.اسدی.
دانشسرای. [ن ِ س َ ] ( اِ مرکب ) دانشسرا. رجوع به دانشسرا شود.

فرهنگ فارسی

دانشسرا

جمله سازی با دانشسرای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اصلان گارداشف فرزند علی‌آقا در ۱۸۶۶ در روستای «چئوکک» شهر زاقاتالا زاده شد. دوره ابتدایی و دبیرستان را در این شهر پشت سر گذاشته و بعد در دانشسرای عالی به ادامه تحصیل پرداخت. پس در دانشگاه استانبول تحصیل گرفت. بعد از آنکه دانش‌آموخته گردید، مدتی در زمینه‌های حقوق و آموزگاری اشتغال یافت.

💡 خانوادهٔ رضاشاه و از جمله اشرف از نخستین افرادی بودند که بنابر تصمیم رضاشاه بر تغییر الگوی ایرانی بر اساس غرب، به صورت بی‌حجاب در مراسم جشن فارغ‌التحصیلی دانشسرای عالی در ۱۳۱۴ شرکت جستند. رضاشاه به هنگام خروج از کشور و نیز در تبعید همواره به اشرف تأکید می‌کرد که در کنار برادر خویش مانده و مراقب وی در امر سلطنت باشد.

ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز