کلمه حاجت در زبان فارسی به معنای نیاز یا خواستهای است که فرد به آن احتیاج دارد. این واژه در زمینههایی مانند دعا، درخواست کمک یا برآورده شدن نیازهای مادی و معنوی به کار میرود و نشاندهنده وابستگی انسان به دیگران و به خداوند است. این کلمه به نوعی بیانگر احساس نیاز و درخواست برای دریافت چیزی است که برای فرد ضروری و مهم به شمار میآید.
کاربردها
در مکالمات روزمره: این اصطلاح در گفتگوها برای اشاره به نیازهای مادی یا معنوی افراد استفاده میشود. به عنوان مثال: اگر حاجتی داری، میتوانی به من بگویی.
در متون دینی و ادبی: این کلمه در متون دینی، به ویژه در دعاها و نذورات، به کار میرود. مثلاً حاجت خود را از خداوند بخواهید.
در اصطلاحات خاص: این واژه میتواند در اصطلاحاتی مانند حاجت به کسی داشتن به معنای نیاز به کمک یا حمایت از کسی نیز به کار رود.
حاجت. [ ج َ ] ( ع اِ ) صاحب کشاف اصطلاحات الفنون گوید:در مجمع السلوک آمده است: ضرورت مقداری را گویند که آدمی بی آن بقا نیابد و آن را حقوق نفس نیز گویند وحاجت، مقداری را گویند که آدمی بی آن بقا یابد معهذا بدان محتاج شود، چون جامه دوم بالای پیراهن و نعلین در پای. و فضول، آن را گویند که از این دو قسم بیرون بود و آن پایانی ندارد پس باید که مرید مبتدی ترک حاجت و فضول کند و ترک ضرورت نکند - انتهی. || نیاز. نیازمندی. احتیاج. ما به الاحتیاج. مایحتاج. محتاج الیه. اَرب. اَرّب. اربه. مأربة. میل. وطر. بُغیة. بقیة. عوز. فکر. تُلُنّه. تُلَنّه. تُلون. تُلونه. ( منتهی الارب ). لبانة. ( دهار ). ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). زبن. قُنعه. حوجاء. زهر. بدد. اشکله. شجَن. صارّه. ذنانه. دُرسة. لُماسة. لُؤام. لُدُنّة. ظِلف. شَجْب. شَجْو.( منتهی الارب ). آیفت. ( فرهنگ اسدی نخجوانی ). تلنگ. ( برهان قاطع )
برداشتن ( ~. بَ تَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) مراد خواستن، نیاز بردن.
(جَ ) [ ع. حاجة ] (اِ. ) ۱ - ضرورت، نیاز. ۲ - امید، آرزو. ج. حاجات، حوائج.
نیاز، نیازمندی، دربایست، چیزی که موردنیازاست
( اسم ) ۱ - ضرورت دربایست احتیاج نیاز. ۲ - امید آرزو قبل. حاجتها. جمع: حاجات حوائج ( حوایج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نماندی آرزوئی در دلش دیگر در این عالم بلند اقبال را ازوصلت ار حاجت روا می شد
💡 زلف او دام است و خالش دانه، صیاد مرا از برای صید دل حاجت به دام و دانه نیست
💡 مردم در قدیم باور داشتند دخترها برای یافتن شوهر از بیبیدختران حاجت میگیرند و بین دخترهای جوان در گذشته رسم بود پارچه یا نخی را به عنوان داشتن حاجت به حرم بیبیدختران میبستند و در زمان گرفتن حاجت نذر خود را ادا میکردند. برخی بر این باورند که معبد زرتشتی در این مکان بوده و به مرور زمان از آناهیتا به بی بی دختران دگرگون شده است مانند بی بی شهربانو تهران.
💡 آش بی بی سه شنبه یکی از آشهای رایج در شهر نراق است که بیشتر جنبه نذری دارد و در سر سفرهٔ بیبی سهشنبه میگذارند و حاجت میگیرند.
💡 حاجتخواهان که به این امامزاده میآیند، مسیری را غلت میزنند تا حاجت بگیرند. آنها جلوی ورودی امامزاده دراز میکشند و سپس غلت میزنند و از پلهها پایین میروند، همانطور هم غلتزنان به سر جای اولشان برمیگردند و معتقدند اگر در این غلت زدن آسیب نبینند، حاجت خود را میگیرندولی مدتی است که دیگر این کار (غلت زدن) انجام نمیشود.