توانچه
لغت نامه دهخدا
توانچه. [ ت َ چ َ / چ ِ ] ( اِ ) تپانچه باشد. ( فرهنگ جهانگیری ) ( از فرهنگ رشیدی ) ( از شرفنامه منیری ). بر وزن و معنی طپانچه است که به عربی لطمه گویند. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به تپانچه و طپانچه شود.
فرهنگ معین
(تَ چِ ) (اِ. ) نک تپانچه.
فرهنگ عمید
= تپانچه
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- سیلی لطمه. ۲- کوهه موج. دریا.
ویکی واژه
نک تپانچه.
جمله سازی با توانچه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر بیماری که پرده گوش یا استخوانچههای گوش را تحت تأثیر قرار دهد، ممکن است منجر به افت شنوایی انتقالی در نتیجه اختلال در انتقال صوت به گوش داخلی گردد. برخی از آسیبهای شنوایی ممکن است ناشی از پارگی در پرده گوش، ازهمگسیختگی جزئی یا کلی یکی یا هر سه استوانچه گوش، زخم شدن بافت اطراف استخوانچهها یا پرده گوش باشد.