تفقه. [ ت َ ف َق ْ ق ُ ] ( ع مص ) فقه آموختن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( از اقرب الموارد ). یقال: هو یتفقه ُ فی العلم؛ ای یتعلم. ( اقرب الموارد. || فقیه شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || دانا شدن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). فهمیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). فهمیدن سخن و جز آن. ( از اقرب الموارد ).
(تَ فَ قُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) فقه آموختن، دانشمندی جستن.
۱. فقه خواندن، علم دین آموختن.
۲. فقیه شدن.
۳. فهمیدن و دانا شدن.
فقه خواندن، علم دین آموختن، فهمیدن وداناشدن
۱ -( مصدر ) فقه آموختندانشمندی جستن. ۲ - ( اسم ) فقاهت دانشمندی. جمع: تفقهات.
کرمکی است خرد
فقه آموختن، دانشمندی جستن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از بیادبی باشد و از پست مقامی سجع متنبی گفتن، پیش متفقه
💡 مکتب فقهی سید علی سیستانی مکتبی تلفیقی یا تطبیقی از مکاتب فقهی مشهد، قم و نجف تلقی میشود. در تفقه سید علی سیستانی آرای میرزا مهدی اصفهانی از مشهد، سید حسین طباطبایی بروجردی از قم و سید ابوالقاسم خویی از نجف مشهود است.
💡 هیچ حیوان از حیوانات خرد و بزرگ نیست که نه به زبان حال بر جلال آفریدگار خویش این ثنا نمی کند، بلکه هیچ نبات نیست که نه این منادی نمی کند، بلکه هیچ ذره ای از ذره های عالم اگرچه جماد است نیست که این منادی نمی کند، و آدمیان از سماع این منادی غافل «فانهم عن السمع لمغزولون و ان من شییء الا یسبح بحمده ولکن لا تفقهون تسبیحهم»: و این نیز عالمی است از عجایب بی نهایت و شرح این خود ممکن نشود.