لغت نامه دهخدا
حسن مقال. [ ح ُ ن ِ م َ ] ( ترکیب اضافی، اِمرکب ) نیکوگفتاری. خوش صحبتی. خوش بیانی:
چو گوش هوش نباشد چه سود حسن مقال.سعدی.
حسن مقال. [ ح ُ ن ِ م َ ] ( ترکیب اضافی، اِمرکب ) نیکوگفتاری. خوش صحبتی. خوش بیانی:
چو گوش هوش نباشد چه سود حسن مقال.سعدی.
گفتاری خوش صحبتی خوش بیانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سلمان رااز حسن مقال و سرعت خیال وی خوش آمده، مدتی به صحبت یکدیگر به سر بردند. آخرالامر از هم مفارقت کردند. غرض، مردی صاحب ذوق بود. این چند بیت از اوست:
💡 بزد فال رحمت به حسن مقال که این خادمان حریم جلال
💡 "اسمش حسینقلی خان نبیرهٔ ذوالفقار خان افشار حاکم سابق خمسه، و او جوانی است با وفا و باوقار معروف به حُسن گفتار و موصوف به لطف رفتار، در جوانی آرام و تجربهاندوز پیران دارد. در نکتهدانی و حسن مقال کاملاً محفل افروز است. نمکینش نمکین طرز پسندیده و سلوک سنجیدهاش آیین است. قابلیت و سرمایه و استعداد در هر مایه دارد."
💡 شد ختم بر تو شیوه ی قول و غزل رفیق بالجمله قائلیم به حسن مقال تو
💡 صفت لطف تو گوییم زهی لطف سخن سخن از حسن تو رانیم زهی حسن مقال