خوش صحبتی

لغت نامه دهخدا

خوش صحبتی. [ خوَش ْ / خُش ْ ص ُ ب َ ] ( حامص مرکب ) خوش زبانی. خوش تقریری. خوش سخنی. || خوش معاشرتی. خوش رفتاری:
گرچه باناز امامی است به همسایگیت
تو ز خوش صحبتیش باطرب و بانازی.سوزنی.

فرهنگ فارسی

خوش گفتاری نیکوسخنی.

جمله سازی با خوش صحبتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دل الفت تمام بآن خاک در گرفت خوش صحبتی میان دو افتاد در گرفت

💡 که با یکدیگر هر دو را مدتی دم صحبتی بود و خوش صحبتی

💡 ز نو دارد نشاط اتصالی زهی خوش صحبتی فرخ وصالی

💡 به او خوش صحبتی می‌داشتم شد در دلش ناگه گمان بد مرا از صحبت آن بدگمان مانع

💡 شنیده ام که بودچشم یار من بیمار برو طبیب که خوش صحبتی است بیماری

💡 با همه خلق از ره خوش صحبتی خوش خوی و سازنده و با خایه... ر

تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز