لغت نامه دهخدا
تباری. [ ت َ ] ( ع مص ) با هم معارضه کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تعارض. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ).
تباری. [ ت َ ] ( ع مص ) با هم معارضه کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تعارض. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ).
با هم معارضه کردن. تعارض.
[ویکی فقه] تباری عنوانی است که به معنای بری کردن دوطرفه است.
تباری یعنی ابراء دو طرفه.به عمل دو مدیون ی که هریک دیگری را نسبت به طلب خود ابراء می کند تباری گفته می شود و از آن در باب تجارت سخن رفته است.
احکام تباری
در معامله همجنس پیمانی یا وزنی مانند معامله گندم به گندم فزونی یکی بر دیگری، ربا و حرام است. از راههای رهایی از ربا در این گونه معاملات، ابراء دو طرف پس از قرض دادن به یکدیگر است، مثلا احمد یک من گندم به حسن و حسن دو من گندم به احمد قرض دهد و سپس همدیگر را ابراء کنند.در این صورت ربا تحقّق نمی یابد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گاهگاهی شیشه ی صهبا به ما می داد وام نزد پیر می فروشان، اعتباری داشتیم
💡 شخص حقوقی به فراخور وجود اعتباریش و نداشتن شرایط بهرهمندی از برخی از حقوق نمیتواند بهرهمند باشد. حقوقی چون حق پدر-فرزندی و حق ازدواج و حق حضانت از این زمره میباشند.
💡 ور بگویی ز اعتباری کی اثر آمد پدید گویم این آثار هم اوهام مظهر داشتند
💡 گدا و بینوا و پاکباز و مُفلِس و مِسکین ندارد کس چو من سرمایهٔ بیاعتباری را
💡 تکتباری این گروه در حال حاضر توسط چندین مطالعه تبارزایی مولکولی پشتیبانی میشود.
💡 شرکت آکسیاتا در سال ۱۹۹۴ نخستین شبکه تلفن همراه اعتباری را در ایران (شهر اصفهان) راهاندازی کرد. این شرکت هماکنون نیز دارای سهام در شرکت مخابرات سیار اصفهان است.