بویژه

لغت نامه دهخدا

بویژه.[ ب ِ ژَ / ژِ ] ( قید مرکب ) خصوصاً. مخصوصاً. علی الخصوص. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ):
به هر کار مشتاب ای نیک بخت
بویژه بخون زآن که کاری است سخت.فردوسی.بترسم ز آشوب بدگوهران
بویژه ز دیوان مازندران.فردوسی.که چونین سخن نیست جز کار زن
بویژه زنی کوبود رای زن.فردوسی.|| امیدوار. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

خصوصا مخصوصا علی الخصوص: ( همه راستی خواهم و نیکویی بویژه که سالار ایران تویی. ) ( فردوسی )

جمله سازی با بویژه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بویژه اندرین خانه که از غوغای بیگانه نیارد هشت خالیگر بغیر از خون دل برخوان

💡 پژوهش‌هایی در زمینهٔ ارتباط و نقش این آنزیم در زمینهٔ برخی سرطان‌ها (رودهٔ بزرگ و پروستات)، متابولیسم (بویژه گلیکولیز هوازی) و بیماری فیبروز سیستیک انجام شده‌است.

💡 شمار ایشان ۲۷٬۷۰۰ نفر است که ۲۷٬۶۰۰ ایشان در استان یونان بویژه در شهرستان دهونگ سکونت دارند.

💡 پس از تو دیگر ماندن را نیکی بنماند، بویژه که مرگ حجاب عشاق است آن دو درون آب دست در آغوش هم کردند و غوطه خوردند.

💡 و گفت: ترا از ذبح من چه سود بویژه که از من جز نیم نفسی باقی نمانده و چشمانی که مردمکش یکجا مانده. من گوشتی ندارم که شایسته ی خوردن باشم. چرا که روزگار گوشتم را خورده است.

💡 به علت ممانعت تردد ارمنستان از خودروهای جمهوری آذربایجان از خاک این کشور، مسیر جاده محل تردد خودروهای کشور جمهوری آذربایجان به جمهوری خود مختار نخجوان (بویژه خودروهای سنگین) هست.