بولی

لغت نامه دهخدا

بولی. [ ب َ / بُو ] ( ص نسبی ) آنچه که مربوط به پیشاب است. آنچه از ادرار بدست آید. آلوده به ادرار. منسوب به ادرار. ( فرهنگ فارسی معین ).
بولی. [ ب َ ] ( اِ ) تیز کردن جانور شکاری بر جانور دیگر و در هند، باولی شهرت دارد. ( غیاث ). و رجوع به ماده بعد شود.
بولی. ( اِخ ) تیره ای از طایفه ملکشاهی در پشتکوه. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 68 ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنچه که مربوط بپیشاب است آنچه از ادرار بدست آید آلوده بادرار منسوب بادرار.
تیز کردن جانور شکاری بر جانور دیگر و در هند باولی شهرت دارد.

جمله سازی با بولی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زنامقبولی خود دور وحشی شد چنین بهتر که تا صد سال دیگر همچنان مردود خواهد شد

💡 سر انگشت قبولی گر بجنبانی معانی را به زنجیر فسون در لفظ نتوان داشت زندانی

💡 این حسن قبولی است خدا داده بخوبان از موهبت غیب که جانی است، تنی نیست

💡 این حیوان گورکن در حال حاضر بولیوی و شمال شیلی وآرژانتین وجود دارد

💡 اسید گلوتاریک، اسید ۳-هیدروکسی گلوتاریک و اسید گلوتاکونیک متابولیت‌هایی با ساختار مشابه هستند. در گلوتاریک اسیدوری نوع ۱, اسید گلوتاکونیک در بدن تجمع می‌یابد و باعث آسیب مغز می‌شود.

قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز