فرهنگ معین
(فِ رْ ) (ق. ) (عا. ) به چابکی، به سهولت.
(فِ رْ ) (ق. ) (عا. ) به چابکی، به سهولت.
(عا.)
به چابکی، به سهولت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز دنیا نفرتی دارم، ز عقبا وحشتی دارم به این سامان، منم سلطان دارالملک استغنا
💡 نه در مفاصل این سستیی ز بار رکاب نه در طبیعت آن نفرتی ز باد عنان
💡 و همچنین در آمریکا و کانادا برنده جایزه شد و بدنبال اینها، او چند اجرای موفق و عالی در تورهای مسافرتی خود داشت که توانست به جمع هوادارانش هزاران تن دیگر نیز بیفزاید
💡 شامل هتل، متل، هتل آپارتمان، مهمانپذیر و مجتمع تفریحی ساحلی، جنگلی و کوهستانی همراه با دهها آژانس خدمات مسافرتی و جهانگردی خدمات لازم را به گردشگران ارایه میکنند.
💡 ایا ناصحی بالصبر دعنی و زفرتی اموضع صبر و الکبود علی الجمر؟
💡 قاسمی از دیو مردم نفرتی دارد عظیم صولت غولان ز حد شد، صدمت سلطان کجاست؟