طرافت

مترادف‌ها

تازگی، شادابی، نواندگی

فرهنگ معین

(طَ فَ ) [ ع. طرافة ] (مص ل. )نو شدن.

ویکی واژه

طرافة
نو شدن.

جمله سازی با طرافت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چو کوه است استخوانهایی که سخت است نباتت موی و اطرافت درخت است

💡 پس از بارش مداوم باران‌های پاییزی، طرافت و شادابی برگ‌های درختان در جنگل، چشم هر بیننده‌ای را به زیبایی خود خیره می‌کند.

💡 برای حفظ طرافت و تازگی سبزیجات در بازار، کشاورزان تلاش می‌کنند آن‌ها را در دمای مناسب و با بسته‌بندی‌های مخصوص عرضه کنند.

💡 زیبایی طبیعت در بهار با طرافت گل‌ها و رنگ‌های متنوعی که به زمین می‌بخشد، تجربه‌ای فراموش‌نشدنی برای تمامی گردشگران و طبیعت‌گردان است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران