عنان گشاده
مترادفها
مهار نشده، بیمهار، رها شده
متضادها
مهارشده، مهارگرفته
فرهنگ معین
( ~. گُ دِ ) [ ع - فا. ] (ق. ) تند، سریع.
ویکی واژه
تند، سری
جمله سازی با عنان گشاده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ز کار بسته منال و عنان گشاده ببین که نقشبندی او شد گره گشای جهان
💡 هر سو مصاف کرده زره پوش صد رفیق یکسر عنان گشاده عنان دار سی هزار
💡 بازگردد عنان گشاده به جای بسته اشراف پیک بر فتراک
💡 عنان گشاده به دنباله تو آب دو چشم دو دسته مردمک دیده در عنان آویخت
💡 پس از اتمام امتحانات نهایی، دانشآموزان با روحیهای عنان گشاده و شادمانه به سمت تعطیلات تابستانی و تفریحات مختلف خود حرکت کردند.
💡 شاعر در این بیت از اشعار خود، از آزادی و عنان گشاده در مسیر رسیدن به هدف و حقیقت زندگی صحبت کرده است.
💡 پس از سالها محدودیتهای اجتماعی، مردم با روحیهای عنان گشاده و اشتیاق فراوان به دنبال اجرای فعالیتهای فرهنگی و هنری مختلف بودند.