عافی

لغت نامه دهخدا

عافی. ( ع ص ) عفوکننده. ( اقرب الموارد ). بخشنده. ( منتهی الارب ). || رائد. ( اقرب الموارد ). || خواهنده رزق و فضل و غیره. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). طالب معروف و احسان. ( مهذب الاسماء ). || ناپدید و نیست و مندرس کننده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || وارد. فرودآینده. || درازموی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). || ( اِ ) مهمان. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). شوربای در دیگ عاریتی باز انداخته. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). آنچه در دیگ عاریتی بجا گذارند از مرق و آن اجرت گونه بود دیگ عاریتی را. ( از اقرب الموارد ). || باقی طعام در دیگ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ج، عُفاة و عفی و عافیة. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

[ ع. ] (اِفا. ) عفو کننده. ج. عفات.

فرهنگ فارسی

عفوکننده، آمرزنده، درگذرنده ازگناه، ونیزبه معنی مهمان وخواهنده رزق وخواهنده فضل
( اسم ) آمرزنده عفو کننده گناه جمع عفات.

ویکی واژه

عفو کننده.
عفات.

جمله سازی با عافی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز شکر درد و داغ عشق یک دم نیستم غافل که قدر عافیت را هیچ کس چون من نمی‌داند

💡 از جمله شاگردان و راویان حدیث از وی عبارتند از: قاضی ابوالفرج معافی بن زکریا، ابوالحسن دارقطنی، ابوحفص بن شاهین، ابوبکر دوری و ابوالمفضل شیبانی.

💡 باز بیرون تاز در میدان عقل و عافیت آن سیه پوشان کفر انگیز ایمان‌سوز را

💡 عافیت خواستی از من چو دل من آن نیز بر سر کوی تو بی نام و نشانی دگر است

💡 صحبت عافیتت گرچه خوش افتاد ای دل جانبِ عشق عزیز است، فرومگذارش

لافند یعنی چه؟
لافند یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز