تلبس

لغت نامه دهخدا

تلبس. [ ت َ ل َب ْ ب ُ ] ( ع مص ) آمیخته و مبهم گردیدن کار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || در دست چفسیدن طعام. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). چسبیدن غذا بدست. ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || ( اِمص ) پوشیدگی و پوشیدگی لباس. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(تَ لَ بُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - لباس پوشیدن. ۲ - آمیخته و مبهم شدن کار.

فرهنگ عمید

۱. لباس پوشیدن.
۲. پوشیده شدن.
۳. آمیخته و مبهم شدن کار.

فرهنگ فارسی

۱ -( مصدر ) جامه پوشیدن لباس پوشیدن. ۲ - آمیخته شدن کار مبهم گشتن. ۳ - ( اسم ) جامه پوشی. ۴ - آمیختگی ایهام. جمع: تلبسات.

ویکی واژه

لباس پوشیدن.
آمیخته و مبهم شدن کار.

جمله سازی با تلبس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و قال عمرو بن میمون ان المرأة من الحور العین لتلبس سبعین حلة فیری مخّ ساقها من ورائها کما یری الشراب الاحمر فی الزجاجة البیضاء.

💡 می نگذارد درون مرتع گیتی گرگ بجلد غنم شود متلبس

💡 و دفع رسول اللَّه (ص) الی ابی ذر غلاما، فقال: «یا ابا ذر اطعمه ممّا تأکل، و البسه ممّا تلبس».

💡 اصحابنا لا تیأسوا بعد الجوی مستانس غیر الهوی لا تلبسو غیر الهوی لا ترتدوا

💡 شرم دارم از نبی ذو فنون البسوهم گفت مما تلبسون

💡 و انت تلبس روحی مکرما حللا بها اعیش و تکفیننی لتکفینی

سوپا یعنی چه؟
سوپا یعنی چه؟
جاز یعنی چه؟
جاز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز