تفتی

لغت نامه دهخدا

تفتی. [ ت َ ف َت ْ تی ] ( ع مص ) جوانی نمودن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). || بازایستادن دختر از لهو و بازی با کودکان،یقال: فتیت البنت فتفت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). در خانه مقیم شدن و پردگی گردیدن و بازایستادن دختر از بازی با صبیان. ( از اقرب الموارد ). || جوانمردی برزیدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). جوانمردی نمودن. ( آنندراج ).

فرهنگ معین

(تَ فَ تّ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - باز ایستادن دختر از لهو و بازی با کودکان. ۲ - جوانمردی نمودن. ۳ - ورزشکار بودن.

فرهنگ فارسی

( مصدر )۱- باز ایستادن دختر از لهو بازی با کودکان ۲ - جوانمردی نمودن. ۳ - ورزشکاربودن.

ویکی واژه

باز ایستادن دختر از لهو و بازی با کودکان.
جوانمردی نمودن.
ورزشکار بودن.

جمله سازی با تفتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر انسانی حق آزادی بیان و عقیده دارد؛ این حق شامل آزادی داشتن عقیده و باور بدون دخالت و تفتیش عقاید، دریافت و انتشار اطلاعات و افکار خود از طریق رسانه‌ها و بدون ملاحظات مرزی است.

💡 مالح: شور. آنچه در زبان نفوذ کند بدون گزندگی و جلا دهد و فعل او تفتیح و تحلیل و تسخین و جلا و غسل به اعتدال است.

💡 ای مفتش هر چه خواهی عرضه کن در نزد شاه من اناالحق فاش گویم حاجت تفتیش نیست

💡 هوای او بسوزد مرغ را چون گشت تفتیده زمین او بگیرد مرد را چون ترشد از باران

💡 در کلیسای کاتولیک روم، اداره تفتیش عقاید، اداره مقدس، یا حتی در مواردی نادر در تاریخ معاصر، از سوی جماعت دکترین ایمان برای اجرای احکام ارتدوکسی از فرد درخواست انجام عمل توبه را می‌نموده‌اند.

شب خانه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز