لغت نامه دهخدا
تعلیمات. [ ت َ ] ( از ع، اِ ) در فارسی امروز درس وچیزهای آموختنی. ( ناظم الاطباء ). آموزش:
- تعلیمات دینی؛ درس شرعیات و علوم دینی.
- تعلیمات عالیه؛ آموزش عالی.
- تعلیمات متوسطه؛ آموزش متوسطه.
تعلیمات. [ ت َ ] ( از ع، اِ ) در فارسی امروز درس وچیزهای آموختنی. ( ناظم الاطباء ). آموزش:
- تعلیمات دینی؛ درس شرعیات و علوم دینی.
- تعلیمات عالیه؛ آموزش عالی.
- تعلیمات متوسطه؛ آموزش متوسطه.
( مصدر اسم ) جمع تعلیم. یا ادار. تعلمیات. ادار. آموزش. یاادار. اجتماعی. آموختنیهای مربوط بمسایل اجتماعی. یا تعلیمات دینی. آموختنیهای مربوط بدین. یا تعلیمات مدنی. آموختنیهای مربوط به تمدن و اموراجتماعی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الکساندر لازوتکین در سال ۱۹۸۹ به عنوان نامزد سفر به فضا انتخاب شد و از ۱۹۹۲ در مرکز آموزش فضانوردان در شهر ستارهای دوره تعلیمات عمومی فضانوردی را طی کرد و در ۱۹۹۴ موفق به دریافت گواهینامه فضانوردی شد.
💡 اسفار اربعه یا سفرهای چهارگانه بنا بر آثار و تعلیمات عارفان پیشین «مراحل عملی» یا در اصطلاح «مسافرت» های معنوی عرفا برای «رسیدن به خدا» است که ملاصدرا همنام و هماهنگ با آنها به شکل زیر کتاب خود را تنظیم کردهاست.
💡 ژنرال لودندورف، شاگردی از شاگردان وی که تعلیمات استادش در مورد مانور محاصره ای را در نبرد تاننبرگ بکار بست، اشلیفن را «یکی از بزرگترین سربازان همه ادوار» لقب داده بود.