تبدل. [ ت َ ب َدْ دُ ] ( ع مص ) دگرگون گردیدن. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ) ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تبدیل. تحویل. ( ناظم الاطباء ):
دل در جهان مبند که با کس وفا نکرد
هرگز نبود دور زمان بی تبدّلی.سعدی.|| بدل گرفتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( ترجمان علامه جرجانی ). عوض کردن این بدان. ( آنندراج ): تبدله به؛ گرفت آن را بدل آن. و منه قوله ُ تعالی: و من یتبدل ِ الکفر بالایمان فقد ضل. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
(تَ بَ دُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) دگرگون شدن، بدل شدن.
عوض شدن، بدل شدن، دگرگون شدن.
دگرگون شدن، عوض شدن
۱- ( مصدر ) دگر شدن دیگرگون شدن بدل شدن. ۲- بدل کردن تبدیل کردن. ۳- ( اسم ) دگرگونی. جمع: تبدلات.
[ویکی الکتاب] معنی تُبَدَّلُ: تبدیل می شود
معنی تَبَدَّلَ: که مبدّل کنی - که جایگزین کنی
ریشه کلمه:
بدل (۴۴ بار)
دگرگون شدن، بدل شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الکساندر ادوارد (۱۰ ژوئن ۱۶۵۱-۱۶ نوامبر ۱۷۰۸) یک کشیش بود که با مرور زمان به یک طراح، معمار و طراح مناظر طبیعی تبدل شد. او از پیروان سبک سر ویلیام بروسی بود و چندین باغ در شیوه محوری بزرگ فرانسوی طراحی کرد.
💡 گل یار حسن گشته و بلبل قرین عشق آن را تفضلی نه و این را تبدلی
💡 اشراق غم مخور که نماند جهان چنین عالم پر از صداست که وقت تبدل است
💡 روی ابو هریرة قال: تلا رسول اللَّه (ص) هذه الایة: وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا یَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَیْرَکُمْ ثُمَّ لا یَکُونُوا أَمْثالَکُمْ. قالوا یا رسول اللَّه من هؤلاء الذین ان تولّینا استبدلوا بنا ثم لا یکونوا امثالنا فضرب یده علی منکب سلمان الفارسی و قال هذا و قومه، و لو کان الدین معلّقا بالثریا لناله رجال من فارس.
💡 دنیا چو شد بهشت برین زین تبدلات ما از نشاط طعنه به باغ ارم زنیم
💡 بسیار بر نیاید شهوتپرست را کش دوستی شود متبدل به دشمنی