لغت نامه دهخدا
بمن. [ ب ِ م َ ] ( ع حرف جر + ضمیر ) ( از:حرف «ب » + من استفهام ) به چه ؟ ( دهار ). به چه کسی ؟
بمن. [ ب ِ م َ ] ( ع حرف جر + ضمیر ) ( از:حرف «ب » + من استفهام ) به چه ؟ ( دهار ). به چه کسی ؟
به چه. به چه کسی.
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
ب (۲۶۴۹ بار)من (۴۰۹۷ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 احمد طوقان طی بسیجی که در سال ۱۹۷۰ بمنظور بیرون کردن رزمندگان فلسطینی از اردن تشکیل شده بود پست نخستوزیری را بر عهده داشت.
💡 در سال ۱۹۹۴، آبراهام با جایگزینی بهجای ران لیبمن، نقشِ روی کوهن را در نمایشنامهٔ فرشتگان در آمریکا اثر تونی کوشنر در تئاتر والتر کر ایفا نمود.
💡 افتد چو بمن دور بگویند که دوران از حوصله افزون دهدم ساغر جم را
💡 رنج دیدی که امروز در شغل من سعی کردی. گفتم: بندهام، کاشکی کاری بمن راست شودی. و آغاز کردم که بروم. گفت: بنشین، این حدیث معمّا فراموش کردی. گفتم:
💡 چو نیستت سر صحبت بمن سلام مرا دریغ ای مه بی مهر از جواب مکن
💡 معمولاً بمنظور اینکه موقع کار روی یک مهره ۶ گوش در یک فضای تنگ، در حین گردش و تغییر زاویه مهره، امکان گیر انداختن مهره، بیشتر شود؛ سر آچار را نسبت به محور طولی دستگیره با ۳۰ درجه انحراف قرار میدهند.