این کلمه در فارسی واژهای توصیفی است که دو معنای رایج دارد و در بافتهای متفاوت به کار میرود. نخستین معنی، «منسوب به دوران» است؛ یعنی هر چیزی که به یک دوره، مرحله یا بازه زمانی مشخص مربوط باشد. در این کاربرد، «دورانی» برای توصیف زمانهایی مانند دوران کودکی، دوران تاریخی یا دوران تحولات اجتماعی استفاده میشود. این معنا کمک میکند یک بازه زمانی با ویژگیهای مشترک از سایر زمانها جدا شود. دومین معنی «دورانی» به مفهوم «چرخشی» یا دارای حرکت دورانی است؛ یعنی حرکتی که حول یک محور میچرخد یا حالتی از گردش منظم دارد. این کاربرد بیشتر در علوم، فیزیک و توصیف حرکات مکانیکی دیده میشود؛ مانند حرکت دورانی چرخ، پره یا زمین. این واژه در ادبیات نیز برای نشاندادن حالاتی استعاری از گردش زمان یا تکرار رخدادها به کار میرود. از نظر احساسی، این واژه میتواند تصویری از گذر زمان یا پویایی حرکت ایجاد کند. در مکالمات روزمره، بسته به جمله، معنای زمانی یا چرخشی آن قابل تشخیص است. این کلمه از نظر معنایی با عباراتی مانند «زمانی»، «مرحلهای» و در معنای دوم با «چرخشی» و «گردشی» همخانواده محسوب میشود.
دورانی
لغت نامه دهخدا
دورانی. [ دَ وَ ] ( ص نسبی ) منسوب به دوران. چرخش.
- حرکت دورانی؛ جنبش چرخشی. حرکت بطور دایره؛ یعنی دهری و زمانی. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
منسوب به دوران. چرخش.
جمله سازی با دورانی
💡 و حرکت دورانی آن ها به منزله ی رقص است از شدت طرب و این حرکت معدل فیضهایی است که به اشراق هی برند و هر اشراقی را طرب تازه ای است.
💡 تو سر به سر جانی مگر یا خضر دورانی مگر یا آب حیوانی مگر کز خلق پنهان میروی
💡 بود دورانی که جم جام شهنشاهی گرفت غیر نام اکنون نشان از جام و از جم هیچ نیست
💡 یک مثالی که از فرونشست کند رونده زمین لغزش نهر سریع است که مرکز عمیق فرونشست دورانی در کوههای سومان در واشینگتن قرار دارد.
💡 گاهان، سروده زرتشت، از نظر سبک، کهنترین بخش اوستا بهشمار میآید اما یشتها که مجموعهای از سرودهایی در ستایش برخی ایزدان پیش-زرتشتی است، از دورانی بسیار پیشتر از زرتشت بر جای ماندهاست.