فرهنگستان زبان و ادب
درآمیزی
{dissolve} [سینما و تلویزیون] آمیزش دو نما به گونه ای که با آشکار و واضح شدن یک نما، نمای دیگر به تدریج محو شود
درآمیزی
{dissolve} [سینما و تلویزیون] آمیزش دو نما به گونه ای که با آشکار و واضح شدن یک نما، نمای دیگر به تدریج محو شود
آمیزش دو نما بهگونهایکه با آشکار و واضح شدن یک نما، نمای دیگر بهتدریج محو شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با ما چو درآمیزی گویم ز سر مستی ما جمله توایم ای جان یا خود همگی ما تو
💡 شمس الحق تبریزی از بس که درآمیزی تبریز خراسان شد تا باد چنین بادا
💡 به من درآمیزی تو همچو روح با پیکر به تو درآویزم من همچو دیو با انسان
💡 برخیز که تا خیزیم، با دوست درآمیزیم لالا چه خبر دارد، از ما و ازان لولو؟!
💡 شعر تر خاقانی چون در لبت آویزد گوئی که همی آتش با آب درآمیزی