درآمیزی
مترادفها
آمیختن، مخلوط کردن، ترکیب کردن
متضادها
جدا کردن، تفکیک، جداسازی
فرهنگستان زبان و ادب
درآمیزی
{dissolve} [سینما و تلویزیون] آمیزش دو نما به گونه ای که با آشکار و واضح شدن یک نما، نمای دیگر به تدریج محو شود
ویکی واژه
آمیزش دو نما بهگونهایکه با آشکار و واضح شدن یک نما، نمای دیگر بهتدریج محو شود.
جمله سازی با درآمیزی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با ما چو درآمیزی گویم ز سر مستی ما جمله توایم ای جان یا خود همگی ما تو
💡 شمس الحق تبریزی از بس که درآمیزی تبریز خراسان شد تا باد چنین بادا
💡 به من درآمیزی تو همچو روح با پیکر به تو درآویزم من همچو دیو با انسان
💡 برخیز که تا خیزیم، با دوست درآمیزیم لالا چه خبر دارد، از ما و ازان لولو؟!
💡 شعر تر خاقانی چون در لبت آویزد گوئی که همی آتش با آب درآمیزی
💡 اگر میخواهی طعم غذا متفاوت شود، باید با دقت بسیار زیاد، ادویههای مختلف را با هم درآمیزی تا مزه اصلی آن به خوبی حفظ شود.
💡 وقتی رنگهای مختلف را با هم درآمیزی، میتوانید طیف گستردهای از سایهها و بافتهای جدید را برای خلق یک اثر هنری زیبا به دست آورید.
💡 اگر عناصر متضاد را با هم درآمیزی، میتوانی به راحتی تضادهای درونی شخصیتها و پیچیدگیهای داستان را به خواننده منتقل کنی.