وغد

لغت نامه دهخدا

وغد. [ وَ ] ( ع ص ) سست خرد و گول. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || ناکس. فرومایه. ( غیاث اللغات ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). || ( اِ ) کودک.( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). || خدمتگزار قوم. ( اقرب الموارد ). || کمینه. ( غیاث اللغات ). || بنده. ( ناظم الاطباء ). نوکر و خدمتگزار و آنکه به خوراک شکم خدمت میکند. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). ج، اوغاد. وُغدان. || یکی از تیرهای قمار که بهره ندارد. قماری که بهره ندارد. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). || شکار. ( اقرب الموارد ). || بادنجان را گویند و از آن قلیه پزند. ( برهان ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || ( مص ) خدمت کردن. ( برهان ) ( اقرب الموارد ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( آنندراج ). || سست خرد و فرومایه و پست شدن. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(وَ ) [ ع. ] ۱ - (ص. ) گول، احمق. ۲ - بنده، خدمتکار. ۳ - (اِ. ) بادنجان.

فرهنگ فارسی

(اسم ) بادنجان

ویکی واژه

گول، احم
بنده، خدمتکار.
بادنجان.

جمله سازی با وغد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آق‌کند (زنجان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان زنجان در استان زنجان ایران است.این روستا در دهستان بوغداکندی قرار دارد و در فاصله ۳۵ کیلومتری زنجان واقع شده است. این روستا در منطقه کوهستانی و در ارتفاعات قرار گرفته است.کمبود آب آشامیدنی و آبیاری کشاورزی مشکل اصلی این روستاست.

💡 نه قدر اوغدوم آچمادین گؤزیوی گؤز سکوت ابدله یاتمیشدی

تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز