مرسی

مرسی

مرسی یک شخصیت قابل بازی در بازی ویدئویی اورواچ، تولید شده توسط بلیزارد انترتینمنت، است. در دنیای خیالی این بازی، مرسی یک پزشک سوئیسی به نام آنجلا زیگلر است که وظیفه ارائه پشتیبانی پزشکی به تیم اورواچ را بر عهده دارد. در گیم‌پلی، او در کلاس پشتیبانی قرار دارد و می‌تواند هم‌تیمی‌های خود را شفا دهد، قدرت آسیب آن‌ها را افزایش دهد و همچنین هم‌تیمی‌های مرده را به زندگی برگرداند. مرسی یکی از محبوب‌ترین شخصیت‌های بازی است و در طول دوره بتا، به عنوان پر انتخاب‌ترین شخصیت پشتیبان شناخته شد. توانایی او در زنده کردن هم‌تیمی‌ها با انتقادات زیادی مواجه شد و به همین دلیل، بلیزارد اقدام به بازطراحی این قابلیت کرد تا او را به قهرمانی قابل بازی‌تر تبدیل کند. لوسی پول صداپیشه مرسی است. همچنین نام یکی از محصولات شکلاتی است که توسط شرکت آلمانی آوگوست اشتورک تولید می‌شود. این برند در سال ۱۹۶۵ تأسیس شده و شکلات‌های آن در بسته‌بندی‌های سفید و با طعم‌های متنوع عرضه می‌گردند. هر طعم دارای بسته‌بندی خاص خود است. بر روی جلد این محصولات، این واژه که در زبان فرانسوی به معنای تشکر است و به زبان فارسی نیز وارد شده، به شکلی طراحی شده که نقطه بالای حرف «i» به شکل یک قلب قرمز نمایان است. این شکلات‌ها در بیش از ۱۰۰ کشور در سراسر جهان به فروش می‌رسند.

لغت نامه دهخدا

مرسی. [ م َ سا ] ( ع اِ )جایی که چیزی در آن بر جای می ایستد و استوار می گردد. ( ناظم الاطباء ). || محل توقف کشتیها نزدیک ساحل لنگرگاه. خور. فُرضة. ج، مَراسی ( مراس ): علی ساحل ذاک المرسی شجر فاریفون... ( الجماهر ص 44 ). || جریده. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
مرسی. [ م ُ سا ] ( ع ص، اِ ) اسم مفعول است از مصدر ارساء. رجوع به ارساء در ردیف خود شود.
- مرسی المزاد؛ عقد قرارداد مزایده بر کسی که برنده شده و بالاترین بها را پیشنهاد کرده است.
|| ( مص ) برجای بداشتن. ( دهار ).
مرسی.[ م ُ سا ] ( ع اِ ) به معنی مَرسی است یعنی لنگرگاه.
مرسی. [ م َ ] ( اِخ ) شهری است به تونس با 14 هزار تن سکنه و دارای آبهای معدنی.
- پیمان مرسی؛ پیمانی است که بین فرانسه و تونس منعقد گشت و بموجب آن پیمان باردو ( 1881 م. ) تعدیل شد و تونس تحت الحمایه فرانسه گشت.
مرسی. [ م ِ ] ( فرانسوی، صوت ) سپاس. تشکر. متشکرم. سپاسگزارم. ممنونم.
مرسی. [ م ُ ی ی ] ( ص نسبی ) منسوب به مرسیة که از بلاد مغرب است. ( از الانساب سمعانی ). رجوع به مرسیة شود.
مرسی. [ م ُ ] ( اِخ ) لقب احمدبن عمر، مکنی به ابوالعباس و ملقب به شهاب الدین. فقیه و صوفی قرن هفتم هجری.اصل او از مرسیة است و ساکن اسکندریه بود و اهالی اسکندریه تا امروز نیز به وی اعتقادی شدید دارند. مرسی به سال 686 هَ. ق. درگذشت. ( از الاعلام زرکلی ج 1 ص 179 بنقل از النجوم الزاهرة و الرحلةالورثیلانیة ).
مرسی. [ م ُ ] ( اِخ ) لقب حسن بن عضدالدوله علی برادر المتوکل علی اﷲ ملک اندلس، مکنی به ابوعلی و مشهور به ابن هود. فیلسوف و متصوف قرن هفتم هجری. به سال 633 هَ. ق. در مرسیة متولد شد و با اینکه پدرش نایب السلطنه آنها بود وی به تصوف و حکمت و طب پرداخت.و سپس به حج رفت و ساکن شام گشت و به سال 699 هَ. ق. در دمشق درگذشت. او را به ضلالت و پیروی از وحدت وجود متهم کرده اند. ( از الاعلام زرکلی ج 2 ص 221 بنقل از القلائد الجوهریة و شذرات الذهب و فوات الوفیات ).
مرسی. [ م ُ ] ( اِخ ) لقب محمدبن جعفربن احمدبن خلف بن حمید بلنسی مرسی، مکنی به ابوعبداﷲ از ادیبان اندلس و عربی دان و آشنا به قرائتها. اصل او از «اسیلة» است و به سال 513 هَ. ق. متولد گشت و مدتی عهده دار منصب قضا در بلنسیه بود و به سال 586 هَ. ق. در مرسیة درگذشت. او راست: شرح الایضاح از فارسی، شرح الجمل از جرجانی که هر دو در علم نحو است. ( از الاعلام زرکلی ج 6 ص 300 بنقل از بغیةالوعاة و کشف الظنون ).

فرهنگ معین

(مِ ) [ فر. ] (فعل. ) متشکرم، ممنونم.

فرهنگ فارسی

نام یکی از رودهای بریتانیای کبیر که بدریای ایرلند میریزد. این رودخانه نواحی لانکشایر و منچستر را آبیاری میکند و طولش قریب ۱۱۳ کیلومتر است.
متشکرم ممنونم. توضیح این کلمه در زبان فرانسوی اسم است و در اصل به معنی لطف و مرحمت می باشد و نیز در هنگام تشکر بکار میرود و درین صورت جای جملهای را میگیرد.
لقب محمد بن جعفر بن احمد

جملاتی از کلمه مرسی

با بهائی بگو که با سگ نفس تا به کی بهر هیچ در مرسی
گهی بساید مرسیم ساده در هاون گهی ببیزد الماس سوده در غربال
مرسیف راکه دیده زغیر تو باد کور دل کار چشم کرده بصیرت بصرشده
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم