مبرات. [ م َ ب َرْ را ] ( ع اِ ) ج ِ «مبرة». خیرات و اعمال خیر و دهشته. ( ناظم الاطباء ). نیکیها. اعمال خیر. کارهای نیک: ابن الجراح او را بفریفت و بطریق مهادات و ملاطفت و انواع مبرات بدست آورد و او را بکشت. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 310 ). ابواب خیرات و مبرات بر عامه خلایق گشاده. ( المعجم چ دانشگاه ص 13 ). پادشاه زاده هولاکو که هر یک را برقدر و منزلت با مبرات و صلاحت باز می گردانید. ( جهانگشای جوینی ).
مبراة. [ م ُ ] ( ع ص ) ( از «ب ری » ) ناقة مبراة، ناقه بُرَه در بینی کرده شده. ( از تاج العروس ) ( منتهی الارب ). ماده شتر حلقه در بینی کرده. ( ناظم الاطباء ).
مبراة. [ م ِ ] ( ع اِ ) ( از «ب ری » ) کارد کمان تراش. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). || قلمتراش و چاقو. || رنده نجاری. || سوهان. ( ناظم الاطباء ).
(مَ بَ رّ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ مبرة، خیرات و اعمال خیر.
= مبرت
خیرها، خوبیها، نیکویی ها، بخششها
(اسم ) جمع مبرت نیکیها اعمال خیر: ابواب خیرات و مبرات بر عام. خلایق گشاده.
جِ مبرة؛ خیرات و اعمال خیر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی گوید: زخیرات و مبرات بدیدم چاره ای از بهر آفات
💡 «حضرت موسی کاظم » که بود پیرویش بر صف جمله طاعات و مبرات امام
💡 این روستا در دهستان همبرات قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۰ نفر (۴خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان همبرات قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۶۰ نفر (۲۱خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان همبرات قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۶ نفر (۱۲خانوار) بودهاست.
💡 بودهام بی نام و بی نانی من اندر دست چرخ وز مبرات تو هم لا نام و هم با نان شده