روی گر

لغت نامه دهخدا

روی گر. [ گ َ ] ( ص مرکب ) سفیدگر. آنکه با قلعی ظروف مسین را انداید و سفید کند. ( از یادداشت مؤلف ). صفار و قلعین گر. ( ناظم الاطباء ). آنکه ظروف فلزی را سفید کند. ( فرهنگ فارسی معین ): یعقوب لیث پسر روی گری بود. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 387 ).

فرهنگ معین

(گَ ) (ص ) ۱ - کسی که ظروف رویین می سازد. ۲ - کسی که ظروف فلزی را صیقل داده سفید می کند.

فرهنگ عمید

مسگر، صفار، سفیدگر.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آنکه آلات رویین سازد صفار. ۲ - آنکه ظروف فلزی را سفید کند.
مسگر، سفیدگر، صفار

جمله سازی با روی گر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روی زردم نگر و روی گردان که نشاید اشک من بین و چو اشک از نظر خویش مرانم

💡 روی گرمی چو نبینیم به کس وانشویم نخل مومیم بجز شعله نچیند بر ما

💡 به روی گرم، دو صد شمع پای در گل را نفس گداخته از انجمن برآوردی

💡 چگونه سبز شود دانه ام، که لاله رخان به روی گرم، مکرر برشته اند مرا

💡 برنده جایزه فستیوال سرور برای بهترین مقاله تاثیر نمک روی گرا نولوم نوزادان و برنده جایزه بهترین مقاله مصرف مولتی ویتامین و آهن در کودکان.

💡 تا سال ۲۰۱۶ میلادی، فقط یک‌نفر تحت درمان با این داروی گران قرار گرفته بود.

دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز