لغت نامه دهخدا
قانون گذاری. [گ ُ ] ( حامص مرکب ) وضع کردن قانون. عمل قانون گذار.
قانون گذاری. [گ ُ ] ( حامص مرکب ) وضع کردن قانون. عمل قانون گذار.
عمل قانون گذار وضع قانون. یا دوره قانون گذاری. دوره مجلس شورای ملی دوره تقنینیه.
legislazione
💡 سیاست اکوادور به صورت سیستم رئیسجمهوری نمایندگی مردمی جمهوری است، که در آن رئیسجمهور اکوادور هم رئیس دولت و هم رهبر کشور در یک سیستم چند بخشی است. توان اجرایی در اختیار دولت است. حق قانونگذاری هم در دستان دولت و هم کنگره ملی اکوادور است. بخش قضایی جدای از بخشهای قانونگذاری و اجرایی است.
💡 اسکار براون جونیور (زاده ۱۰ اکتبر ۱۹۲۶ – درگذشته ۲۹ مه ۲۰۰۵) خواننده، ترانهسرا، نمایشنامهنویس، شاعر، فعال حقوق مدنی و سیاسی، و بازیگر آمریکایی بود. جدای از حرفهاش، براون برای تصاحب کرسی هم در مجلس قانونگذاری ایالت ایلینوی و هم در کنگره ایالات متحده آمریکا تلاش کرد اما موفق نشد. براون ترانههای زیادی ساخت (۱۲۵ منتشر شده)، ۱۲ آلبوم و بیش از دهها نمایشنامه موزیکال نوشت.
💡 شروع مسیر سیاسی آناتولی الکساندروویچ سوبچاک به سال 1989 باز میگردد، زمانی که پس از عضویت در حزب کمونیست و فعالیت های بسیار زیاد، به عنوان نماینده مردمی انتخاب شد. در کنگره اول، پس از ورود به شورای عالی به عنوان رئیس زیرکمیته قانونگذاری اقتصادی تعیین و یکی از بنیانگذاران گروه نمایندگان بینمناطقی شورای عالی اتحاد جماهیر شوروی شد.
💡 اولین واکنش رسمی و قانونگذاری علیه آیین مانوی از سوی دولت روم تحت دیوکلتیان صورت گرفت. دیوکلتیان در یک فرمان رسمی به نام «دربارهٔ نفرین و مانوی» (۳۰۲) در «مجموعه قوانین موزاییک و رومی» گردآوری شده و خطاب به معاون آفریقایی روم نوشته شدهاست.
💡 هر ایالت به شیوهای که مجلس قانونگذاری آن معین میکند، تعدادی انتخاب کننده تعیین خواهد نمود که تعدادشان برابر با تعداد کل سناتورها و نمایندگانی میباشد که یک ایالت مجاز به داشتن آنها در کنگرهاست؛ ولی هیچ سناتور، نماینده یا فردی که در ایالت متحده دارای سمتی غیرانتفاعی یا انتفاعی باشد نمیتواند به عنوان انتخاب کننده تعیین گردد.