لغت نامه دهخدا
غذائی. [ غ ِ / غ َ ] ( ص نسبی ) منسوب به غذاء. خوراکی.
غذائی. [ غ ِ / غ َ ] ( ص نسبی ) منسوب به غذاء. خوراکی.
منسوب به غذائ خوراکی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر طعامی و شرابی و غذائی و دوائی که ز اطراف جهان سوی تو آید تو همانی
💡 عوج شهوت را غذائی عادتن را لذتی عید دل را انبه عود هوی را مجمری
💡 حکیمی گفت: یکی از چیزهائی که به گوارائی طعام افزاید، هم غذائی با محبوب است.
💡 ما را اندک غذائی همی آورد و بسیارش همی پندارد، این را سبب چشم اوست.
💡 از آنسپس که همی خورد خویشتن از خود چو می نیافت غذائی زدیگران آتش