واژه «عبادتگاه» در زبان فارسی به مکانی گفته میشود که مردم در آن به عبادت، دعا و نیایش میپردازند. این کلمه از «عبادت» به معنای پرستش و «گاه» به معنای مکان ساخته شده است و مفهوم جایگاه پرستش را میرساند. عبادتگاه میتواند متعلق به هر دین و آیینی باشد و شکل و نام آن در فرهنگهای مختلف متفاوت است. برای مثال مسجد، کلیسا، کنیسه و معبد همگی نوعی عبادتگاه به شمار میآیند. در این مکانها افراد برای نزدیکی به خداوند و آرامش روحی گرد هم میآیند. بسیاری از مردم این مکان را مقدس میدانند و با احترام وارد آن میشوند. عبادتگاه علاوه بر جنبه دینی، نقش فرهنگی و اجتماعی نیز در زندگی انسانها دارد. در آنجا مراسم مذهبی، آموزشهای دینی و گردهماییهای معنوی برگزار میشود.
عبادتگاه
لغت نامه دهخدا
عبادتگاه. [ ع ِ دَ ] ( اِ مرکب ) عبادتگه. جای پرستش و عبادت. سجده گاه. معبد. مزگت. ( ناظم الاطباء ). عبادتخانه. آنجا که خدا را در آن بپرستند: و عبادتگاهی ساخت و مردم را خداپرستی آموخت. ( فارسنامه ابن البلخی ص 28 ).
ز سمرقند بسی کس به دعای تو شدند
به زیارتگه کاشان و عبادتگه اوش.سوزنی.
فرهنگ عمید
جای عبادت، محل پرستش، معبد.
فرهنگ فارسی
( اسم ) محل پرستش جایی عبادت.
جمله سازی با عبادتگاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خدایان مصر در ابتدا به صورت دینهای محلی پیروان جذب می کرند. سپس در شهرهای کوچک عبادتگاههایی برای پرستش این خدایان ساخته میشدهاست. ایسیس نیز در ابتدا خدایی محلی در زمان پردیناتیک در ۳۱۰۰ سال قبل از میلاد در شمال دلتا بودهاست. داستان مرگ این خدا پیروانی برای خود بهدست آورد.
💡 مقبره سازه ایی سه طبقه است. ردیف هشت ضلعی دوم معمولاً برای مولتان است، ردیف اول به شکل هشت ضلعی با حرم نزدیک بهاالدین زکریا و دیگر عبادتگاههای قبلی که بر پایه قاعده ای شکل قرار دارد که متفاوت است.
💡 ز انوار ریاحیین باغ و بستان گشته سرتاسر منور چون عبادتگاه راهبانان شب یلدا