سمار

سمار

لغت نامه دهخدا

سمار. [ س َ ] ( ع ص ) شیر تنک بسیارآب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از مهذب الاسماء ). || ( اِ ) گونه ای نی بوریاست. اسل. || نام گیاهی است. علف حصیر. || خرزهره. سم الحمار. ( فرهنگ فارسی معین ).
سمار. [ س ُم ْ ما ] ( ع اِ ) ج ِ سامر. افسانه گویندگان. ( از آنندراج ). || کسانی که شب نخوابند و با ندیم خود صحبت کنند. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

= سامر

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - گونه ای نی بوریاست اسل. ۲ - علف حصیر. ۳ - خرزهره سم الحمار.
جمع سامره افسانه گوینده و گویندگان

دانشنامه عمومی

سمار ( نام علمی: Juncus acutus ) نام یک گونه از سرده سازو است. در قدیم به این گیاه اسل هم می گفتند.

جمله سازی با سمار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بی آب با زمانه بسازم چو سوسمار کابی که آب روی برد نیست در خورم

💡 تا زدم در بارگاه سینه شادروان غم خیمه‌ام را یاد مژگانش چه خوش مسمار شد!

💡 محصولات مقدماتی اسمارت تینگز شامل یک نرم‌افزار اندروید رایگان این شرکت

💡 نتایج آزمون تصادف برای اسمارت فورتو توسط یورو ان‌سی‌ای‌پی:

💡 ، یک هاب اسمارت تینگز و همچنین سنسورها و وسایل هوشمند متعدد می‌باشد.

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز