سفاهت

واژه «سفاهت» به معنای کم‌خردی، سبک‌عقلی، نادانی و ناتوانی در تشخیص درست سود و زیان است. این واژه برای توصیف حالتی به کار می‌رود که در آن فرد در تصمیم‌گیری‌ها و رفتارهای خود از دوراندیشی، تدبیر و قضاوت صحیح برخوردار نباشد و کارهایی انجام دهد که با عقل و مصلحت سازگار نیست. در کاربرد عمومی، سفاهت به رفتارهای نسنجیده، شتاب‌زده و غیرعاقلانه اشاره دارد که ممکن است برای فرد یا دیگران زیان‌آور باشد. این مفهوم تنها به ناآگاهی محدود نمی‌شود، بلکه نوعی ضعف در به‌کارگیری درست عقل و تشخیص نیز در آن نهفته است. در متون اخلاقی، سفاهت در برابر خردمندی، دانایی و دوراندیشی قرار می‌گیرد و از صفات ناپسند به شمار می‌آید. در فقه و حقوق، این واژه معنای تخصصی‌تری دارد و به وضعیتی گفته می‌شود که فرد توانایی لازم برای اداره صحیح امور مالی خود را نداشته باشد. به چنین فردی «سفیه» گفته می‌شود و به دلیل احتمال وارد شدن زیان به خود یا دیگران، قانون در برخی تصرفات مالی او محدودیت‌هایی در نظر می‌گیرد. هدف از این محدودیت‌ها حفظ اموال و جلوگیری از تصمیم‌های زیان‌بار مالی است. بنابراین، سفاهت در معنای کلی به کم‌خردی و ناتوانی در تشخیص درست امور و در معنای حقوقی به ناتوانی در مدیریت عاقلانه دارایی‌ها و معاملات مالی اشاره دارد. 

لغت نامه دهخدا

سفاهت. [ س َ هََ ] ( ع اِمص ) فرومایگی و بیخبری و سبکی عقل. ( غیاث ). کم عقل شدن و فرومایگی و بیخردی و سبکی عقل. ( آنندراج ). سفاهة:
اگر حذر نکند سود با سفاهت او
چنین ز نیک و بد او چرا همی پرسی.ناصرخسرو.بر من ز شمانیست سفاهت عجب ایرا
اینند که در دین فقها آن سفهااند.ناصرخسرو.سخن نگویند الا بسفاهت.سعدی ( گلستان ).زبان بدشنام ایلچیان بگشادند و سفاهت آغاز کردند. ( تاریخ رشیدی ). || جنجال و ستیزه: شیرازیی در مسجد بنگ می پخت خادم مسجد بدو رسید با او از در سفاهت درآمد. ( منتخب اللطایف عبید زاکانی ص 147 ).
سفاهة. [ س َ هََ ] ( ع مص ) نادان و تنگ خرد شدن. ( المصادر زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). رجوع به سفاهت شود.

فرهنگ معین

(س هَ ) [ ع. سفاهة ] ۱ - (مص ل. )بی - خردی کردن. ۲ - (اِمص. ) بی خردی.

فرهنگ عمید

نادانی، بی خردی، کم عقلی.

فرهنگ فارسی

سفیه بودن، نادانی کردن، بی خردی
۱ - ( مصدر ) بیخردی کردن بیعقلی کردن ۲ - ( اسم ) بیخردی کم عقلی.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] ناتوانی در حفظ مال بر اثر سبک عقلی را سفاهت گویند. از احکام سفیه به تفصیل در باب حجر و از معامله سفهی در باب تجارت سخن گفته‏اند.
سفاهت در لغت به معنای سبک عقلی و نقصان خرد آمده است. به فرد دارای سفاهت «سفیه» گویند.
مراد از سفاهت در فقه
مراد از سفاهت در کلمات فقها، سبک عقلی و کم خردی نسبت به حفظ مال است. بنابر این، در فقه به کسی سفیه گویند که به جهت سبک عقلی فاقد حالت و ملکه حفظ مال است و در نتیجه اموال خود را به مصارفی غیر عقلایی می‏رساند و آنها را به هدر می‏دهد و در معاملاتش مصلحت اندیشی ندارد و به راحتی فریب می‏خورد و در به دست آوردن مال و هزینه کردن آن، شیوه و روشی جدای از شیوه عقلا دارد.
از این رو، در حدیثی از امام صادق علیه السّلام، سفیه به کسی اطلاق شده که یک درهم را به چند برابر ارزش واقعی آن می‏خرد.
شرکت در امور خیر بیش از حد شأن
آیا کسی که در امور خیر مانند ساختن مسجد، پل، مدرسه، مهمانی دادن و صدقات بیش از اندازه‏ای که لایق شأن او است صرف می‏کند، سفیه به شمار می‏آید یا نه؟ مسئله محل اختلاف است. قول دوم به مشهور نسبت داده شده است.
معنای رشید
...

ویکی واژه

سفاهة
بی - خردی کردن.
بی خردی.

جمله سازی با سفاهت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با من سفیه کرد سفاهت ز جهل خویش مکروهم آمد آنکه مر او را شوم مجیب

💡 از سفاهت چند می جویی ثمر از شاخ بید بالله ار جز تلخ کامی حاصلی یابی از آن

💡 دیو نهد بر سرش کلاه سفاهت هر که به فرمانش سر کشید ز فرمان

💡 وگر حذر نکند سود با سفاهت او چنین ز نیک و بد او چرا همی‌ترسی؟

💡 ز روی زشت بگردانم از نظر شاید سفاهت است ز روی نکو بگردانم

آزاد یعنی چه؟
آزاد یعنی چه؟
اون یعنی چه؟
اون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز