خوشترک
لغت نامه دهخدا
خوشترک. [ خوَش ْ / خُش ْ ت َ رَ ] ( ص تفضیلی، ق مرکب ) کمی خوش آیندتر. قدری نیکوتر. ( ناظم الاطباء ).کمی بهتر. || نرم تر. آرام تر:
ما که با داغ نام سلطانیم
ختلی آن به که خوشترک رانیم.نظامی.فرس خوشترک ران که صحرا خوش است.نظامی.|| بسیار خوشتر. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
فرهنگ عمید
کمی خوش تر و نیکوتر، قدری بهتر و خوشایندتر.
جمله سازی با خوشترک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیش ازینم خوشترک میداشتی تا چه کردم؟ کز کفم بگذاشتی
💡 وصل چون شد عام از هجران بود ناخوشترک خاک هجران بر سر وصلی که باشد مشترک
💡 در جهان تو زنده رود او زنده رود خوشترک آید سرود اندر سرود
💡 کم زن اندر ریش شانه مشترک آنکه خاص آن تو باشد خوشترک
💡 فرس خوشترک ران که صحرا خوشست عنان درمکش بارگی دلکشست
💡 مر مرا خوشترکه دراین دیولاخ خواجهٔ با ریو و رنگی بودمی