واژه «خواهرخوانده» به معنای دختری یا زنی است که شخص او را به خواهری پذیرفته و او را همانند خواهر خود میداند. این اصطلاح در متون ادبی و تاریخی به کار رفته و نشاندهنده رابطهای غیرخونی است که بر پایه محبت، احترام و پیوند اخلاقی شکل میگیرد. خواهرخوانده بودن به معنای داشتن رابطه صمیمی و نزدیک شبیه به پیوندهای خانوادگی واقعی است و فرد میتواند در مواقع نیاز، حمایت و پشتیبانی از او داشته باشد. این رابطه معمولاً با توافق و پذیرش طرفین ایجاد میشود و مسئولیتها و حرمتهایی مشابه رابطه خواهر و برادر واقعی دارد. خواهرخوانده بودن علاوه بر جنبه عاطفی، جنبه اجتماعی نیز دارد و میتواند پیوندهای دو خانواده یا گروه را مستحکم کند. این واژه نشاندهنده اهمیت احترام و وفاداری در روابط غیرخونی است و ارزش اخلاقی چنین پیوندهایی را در جامعه برجسته میکند. به طور کلی، «خواهرخوانده» کسی است که با پذیرش محبت و اعتماد، همانند خواهر واقعی در زندگی شخص حضور دارد و رابطهای پایدار و صمیمانه ایجاد میکند.
خواهرخوانده
لغت نامه دهخدا
خواهرخوانده. [ خوا / خا هََ خوا / خا دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) کسی که شخص آنرا به خواهری قبول کرده باشد. ( ناظم الاطباء ): زن کفشگر...خواهرخوانده را بینی بریده یافت. ( کلیله و دمنه ). || هم طبق. طرف سحق. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ معین
( ~. خا دِ ) (اِمر. ) دختر یا زنی که شخص او را به خواهری پذیرفته باشد.
فرهنگ عمید
دختر یا زنی که کسی او را به خواهری بپذیرد و خواهر خود بنامد.
فرهنگ فارسی
( اسم ) دختر یا زنی که شخص او را بخواهری پذیرفته باشد.
ویکی واژه
دختر یا زنی که شخص او را به خواهری پذیرفته باشد.
جمله سازی با خواهرخوانده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شهر لاینگارتن آلمان خواهرخواندهٔ آسولا، لمباردی هست.
💡 شهر چیویتانوا مارکه خواهرخواندهٔ ازینه (ایتالیا) هست.