یک کلمه

لغت نامه دهخدا

یک کلمه. [ ی َ / ی ِ ک َ ل ِ / ل َ م َ / م ِ ] ( ص مرکب ) متفق. ( یادداشت مؤلف ). هم سخن. هم قول. هم عقیده: اصحاب به یک کلمه از حضرت خواجه درخواست کردند که او به غایت بد کرد. ( انیس الطالبین ص 172 ).
- یک کلمه شدن؛ همدل و همزبان گشتن. متفق القول شدن: همه یک کلمه شدند و گفتند راست می گویی. ( کلیله و دمنه ). با برادرش قطب جهان و ابن عمش قوام الملک به خذلان بایدو نصره غازان یک کلمه شدند. ( تاریخ غازانی ص 87 ).

فرهنگ معین

( ~. کَ لِ مِ ) [ فا - ع. ] (ق مر. ) متحد، یک سخن، یک زبان، متحدالقول.

فرهنگ فارسی

متحد یک سخن یکزبان متحد القول: من فرزندان و خزاین و دفاین را فدای این کار کردهام شما نیزباید که در این کار یکدل و یک کلمه باشید٠

ویکی واژه

متحد، یک سخن، یک زبان، متحدالقول.

جمله سازی با یک کلمه

💡 دم نزع است و ز شوق کلمات تو مرا یک نفس بیش نمانده است بگو یک کلمه

💡 تست‌های مشابه دیگری نیز مانند دنباله سه‌تایی (در آن شمارش معکوس به صورت سه‌تایی انجام می‌شود) و معکوس خوانی (ماه‌های سال را به ترتیب معکوس می‌خوانند یا املای یک کلمه را برعکس می‌نویسند) نیز وجود دارند.

💡 و تصوف یک کلمه است و معانی بسیار دارد. بهترین معانی یاد کردن اولی‌تر. ما اینجا ده معنی یاد کنیم که هر یک به حقیقت قانونی است دولت را و منبعی است سعادت را.

💡 اصلان نشان‌دهندهٔ یک شیر سخنگو، پادشاه حیوانات، پسر فرمانروای آن سوی دریا و یک سلطان جادویی است (هم دنیوی و هم معنوی) همچنین اصلان راهنمایی نجیب، مهربان و دلسوز برای کودکان انسان، کسانی که مراقب و محافظ سرزمین نارنیا هستند، است. نویسنده کلایو استیپلز لوئیس شرح داده‌است که اصلان جایگزین مسیح در نسخه این همان چیزی است که ممکن است در یک کلمه فانتزی ظاهر شود.

💡 سهل که طب را به‌عنوان حرفهٔ خانوادگی تعلیم دیده بود، بخاطر خدماتش به مردم، «رَبَّن» لقب یافت. «رَبَّن» یک کلمهٔ سریانی به معنای «سرور و معلم ما» است.