یک کلام

لغت نامه دهخدا

یک کلام. [ ی َ / ی ِ ک َ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) با کلام واحد. || بی چانه. بی چک و چانه. بی مماکسه. بی خط خواستن مشتری از بایع. ( یادداشت مؤلف ). بی مُکاس. بهایی که فروشنده برای جنس خود به طور قطعی تعیین می کند و در آن تغییر و تخفیفی نمی دهد. || فروشنده ای که جنس را بدون چک و چانه فروشد.

فرهنگ فارسی

با کلام واحد بی چانه

ویکی واژه

یک‌کلام
(گفتگو): متفقاً، بدون چانه زدن، قاطعانه.

جمله سازی با یک کلام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چه جادویست سر کلک او؟ که عاشق خویش چنین بواسطۀ یک کلام کرد مرا

💡 گرچه میدادش شکر سالی تمام او نگفت از هیچ وجهی یک کلام

💡 بس گفتگوز نقطه موهوم داشتیم بر ما به یک کلام ره گفتگو ببست

💡 یک حدیثش را صد ملک بهائیست بها یک کلامش را صد در ثمین است ثمن

💡 از شکوه جدائی حرفی گذشت بر لب نشنید و رفت درد از آن یک کلام نیمی

💡 هست قرآن در حقیقت یک کلام بی عدد آمد چو منزل شد تمام

اعتصاب یعنی چه؟
اعتصاب یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز